

فصل اول
خاک و آبیاری
رشد گیاه و عوامل موثر در آن
منظور از رشد گياه توسعه تدريجي اندامهاي گياه بوده که آنرا مي توان به صورت مختلف از قبيل وزن خشک ، طول، ارتفاع يا قطر اندازه گيري نمود. در اين اندازه گيري ممکن است کل گياه مورد نظر بوده يا تنها يک قسمت نظير برگ، گل ، ميوه يا بذر آن مورد توجه باشد. در کشاورزي علمي مطالعه رشد گياه و عوامل مؤثر بر آن از اهميت خاصي برخوردار است زيرا هدف اصلي از انجام کليه عمليات کشاورزي برداشت هر چه بيشتر محصول به ازاء حداقل منابع به کار رفته است. عوامل مؤثر بر رشد گياه عبارتند از :Aآ) درجه حرارت : درجه حرارت مناسب براي اغلب گياهان زراعي بين 15 تا 40 درجه سانتي گراد است. در درجه حرارتهاي بالاتر يا پايين تر از اين، مقدار رشد به شدت کاهش مي يابد. حرارت بر فعاليت هاي گياهي نظير فتوسنتز (کربن گيري) ، قابليت نفوذ ديواره يافته، جذب آب و مواد غذايي، تعرق، فعاليت آنزيمي و انعقاد پروتئين تأثير مي گذارد.Bب) رطوبت : آب در گياهان براي ساختن کربوهيدراتها، نگهداري شادابي پروتوپلاسم و همچنين براي نقل و انتقال عناصر غذايي لازمست. کمبود آب باعث کاهش تقسيم ياخته اي و کوچک ماندن ياخته ها مي شود. هم خشکي خاک و هم خيسي بيش از حد آن به رشد گياه صدمه مي زند.انرژي تابشي :کيفيت، شدت و طول مدت روشنايي بر رشد اثر مي گذارد. منظور از کيفيت نور طول موج غالب آن است. آزمايشات نشان داده که گر چه طيف کامل نور سفيد براي اغلب گياهان مناسب است ولي رنگ هاي مختلف مي تواند اثرات مختلفي بر رشد داشته باشند. ازمايشات در مورد شدت نور روز قادر به رشد کامل خود مي باشند. البته احتياجات گياهان مختلف از اين متفاوت بوده و برخي به شدتهاي نور بيشتري احتياج دارند. طول مدت روشنايي از عواملي ات که به نحو چشمگيري در رشد گياه مؤثر است. گياهان را از اين نظر به 3 دسته روز بلند، روز کوتاه و حد واسط تقسيم مي کنند. گياهان روز بلند گياهاني هستند که فقط در صورتي به گل مي نشينند که زمان روشنايي مساوي يا درازتر از مدت معيني باشد. اگر زمان روشنايي از اين مدت کوتاهتر باشد، اين گياهان فقط به رشد سبزينه اي خود ادامه مي دهند. شبدر و غلات جزء اين گروه مي باشند.گياهان روز کوتاه به آن دسته از گياهان اطلاق مي شود که فقط در صورتي گل مي دهند که زمان روشنايي مساوي يا کوتاهتر از مدت معيني باشد. بعضي از ارقام توتون روز کوتاه هستند. از گياهان حد واسط مي توان به پنبه اشاره کرد. با کنترل اين عوامل مي توان گياهان را خارج از فصل يا خارج از نقطه جغرافيايي اصلي وادار به گل دادن نمود.
ترکيب اتمسفر :
گاز کربنيک براي انجام عمل فتوسنتز گياهان لازمست . غلظت اين گاز در اتمسفر حدود 03/0 درصد است. آزمايشات نشان داده اند که به طور کلي غلظت هاي تا چند برابر اين مقدار مي تواند اثر مثبت بر رشد گياه داشته باشند. با کنترل غلظت گاز کربنيک در گلخانه مي توان محصول برخي گياهان را به طور قابل ملاحظه اي افزايش داد.ترکيب هوااي خاک : غلظت گاز اکسيژن در هواي خاک مي تواند بر رشد ريشه در نتيجه رشد قسمت هاي هوايي گياه تأثير بگذارد. از آنجا که تراکم خاک (ازدياد وزن مخصوص ظاهري) مي تواند در وضعيت تهويه خاک در نتيجه غلظت گاز اکسيژن مؤثر باشد به خوبي مي توان دريافت که عامل ساختمان خاک مي تواند نقش مهمي در رشد گياه داشته باشد. رطوبت خاک نيز با اشغال فضاهاي خالي مي تواند در کاهش غلظت اکسيژن در خاک مؤثر باشد. هر چه رطوبت خاک بيشتر باشد هواي خاک کمتر و سرعت تعويض آن با هواي اتمسفر کندتر است. البته برخي گياهان نظير برنج در شرايطي که خاک از رطوبت اشباع باشد نيز به رشد خود ادامه مي دهند.واکنش خاک :PH خاک به طور قابل ملاحظه اي بر قابليت استفاده عناصر غذايي خاک اثر مي گذارد و از اين طريق مي توان بر رشد گياه مؤثر واقع شود. راجع به اثر PH بررشد گياه در فصل خواص شيمياي خاک صحبت شد.
موجودات زنده :
منظور از موجودات زنده در اين بخش، وجود عوامل بيماري زايي است که در فصل خواص بيولوژيکي درباره آن صحبت شد. اين گونه عوامل بيماري زا مسلماً مي تواند محدوديت زيادي در رشد گياه ايجاد کنند. از طرف ديگر وجود موجودات زنده ريزي که سبب تثبيت ازت و يا بيشتر قابل استفاده شدن فسفر مي شود طبعاً به رشد گياه کمک مي کنند. حشرات وآفات مختلف نيز مي توانند با حمله به گياه مانعي در راه رسيدن به حداکثر رشد گياه ايجاد کنند. وجود علف هاي هرز يا در مزرعه مي تواند با رقابت بر مواد غذايي و آب محدودريت هايي را در رشد گياه سبب شوند.
عناصر غذايي :
حيات گياهان و رشد آنها مستلزم جذب برخي عناصر نظير کربن، هيدروژن، اکسيژن، ازت فسفر و غيره مي باشد.عدم وجود مواد مانع رشد : به طور کلي مي توان کليه عناصر در صورتي که غلظت شان در محيط ريشه از حد معيني تجاوز نکند مانع رشد گياه مي شوند. البته بعضي عناصر نظير آلومينيوم حتي در غلظت هايکم قادر به جلوگيري از رشد مي باشند. از جمله عناصر سمي ديگر مي توان به نيکل و جيوه اشاره کرد. برخي مواد شيميايي مانند فنل نيز داراي خاصيت سمي مي باشند. بايد توجه داشت که کليه عوامل ذکر شده در بالا در رشد گياه مؤثر بوده و براي رسيدن به حاکثر محصول هر يک از اين عوامل در حد مناسب خود باشند. در مباحث مربوط به حاصلخيزي خاک فقط به عناصر غذايي و عوامل مؤثر در قابليت استفاده آنان براي گياه صحبت شده و فرض مي شود که ساير عوامل مؤثر در رشد در حد کفايت مي باشد.
عناصر غذايي ضروري گياه :
يک عنصر بايد داراي خصوصيات زير باشد تا به عنوان يک عنصر ضروري گياه شناخته شود. 1) کمبود عنصر تکميل مراحل سبزينه اي يا توليد مثل را غيرممکن سازد2)علائم کمبود عنصر مورد نياز فقط با دادن آن عنصر برطرف گردد3) عنصر به طور مستقيم در تغذيه گياه دخيل بوده و اثر آن مربوط به اصلاح شرايط ميکروبيولوژيکي يا شيميايي محيط رشد نباشد.حداقل 16 عنصر براي رشد گياه ضروري تشخيص داده شده اند.اين شاندزه عنصر عبارتند از :کربن – هيدروژن – اکسيژن – ازت – فسفر – پتاسيم – کلسيم – منيزيوم – گوگرد – آهن – روي – مس – منگنز – بر – موليبدن و کلر هم اکنون ضرورت 4 عنصر ديگر يعني سديم، کبالت و اناديوم و سيليسيوم نيز براي برخي گياهان به اثبات رسيده است. عناصري که در ليست عناصر ضروري قرار دارد همگي براي رشد گياهان لازم بوده و اهميت هيچ کدام از ديگري کمتر نبوده ولي مقدار لازم آنها براي رشد با يکديگر تفاوت بسيار دارد. عناصري که در ليست عناصر ضروري قرار دارند همگي براي رشد گياهان لازم بوده و اهميت هيچ کدام از ديگري کمتر نبوده ولي مقدار لازم آنها براي رشد با يکديگر تفاوت بسيار دارد. کربن – هيدروژن – اکسيژن – ازت – فسفر – پتاسيم – کلسيم – منيزيوم – گوگرد در مقادير زياد توسط گياهان مصرف شده اند لذا آنها را عناصر غذايي پرمصرف مي نامند و بقيه را عناصر کم مصرف مي نامند. عنصر کربن به صورت گاز کربنيک از هوا جذب مي شود. اکسيژن و هيدروژن نيز از آب خاک تأمين مي گردند. بقيه عناصر ضروري توسط ريشه از خاک جذب مي شود. مقدار کمي از کربن و اکسيژن ممکنست به صورت کربنات از خاک جذب شود. مقداري گوگرد نيز ممکنست به صورت گاز انيدريد سولفور و از طريق برگها جذب شود.
نقش عناصر غذايي در گياه و علائم کمبود آن :
3 عنصر کربن، هيدروژن و اکسيژن در ساختمان کربوهيدراتها، پروتئين ها، چربيها و ساير ترکيبات آلي دخالت دارد. بنابراين 3 عنصر مذکور تشکيل دهنده اصلي بافتهاي گياهي مي باشند.ازت : اين عنصر يکي از اجزاء سازنده هر يافته بوده و پروتئين هايي که به منزله آنزيم عمل مي کنند و همچنين در ساختمان مولکول کلروفيل دخالت مستقيم دارد.مقدار ازت در قسمت هاي جوان در حال رشد به مراتب بيشتر از مقدارآن در بافتهاي گياهي مسن تر مي باشد. ازت مخصوصاً در برگها و دانه ها به مقدار فراوان يافت مي شود. مقدار ازت در بافت هاي گياهي حدود 1 تا 5 درصد وزن خشک آن مي باشد. شکل های قابل جذب آن برای گیاهان آنیون نیترات کاتیون آمونیوم و ترکیب اوره می باشد. کمبود ازت سبب توقف رشد گياه و زردي رنگ آن مي شود. اين رنگ زرد ابتدا از برگهاي پائيني (برگهاي مسن گياه) شروع مي شود و اين در حالي است که برگهاي بالايي (برگهاي جوان) همچنان سبز مي مانند. زيادي ازت نسبت به عناصر ديگر نظير فسفر، پتاسيم و گوگرد مي تواند سبب طولاني شدن دوره رشد وبه تأخير افتادن بلوغ گياه شود.
فسفر :
اين عنصر جزء مهم ساختماني ترکيباتي نظر اسيد نوکلئيک ها، کوآنزيم ها، نوکلئتيدها، فسفو پروتئين ها و فسفو ليپيدها مي باشد.مهمترين وظيفه فسفر در گياه نقش آن در ذخيره سازي و انتقال انرژي است. غلظت فسفر در بيشتر گياهان در حدود 1/0 تا 4/0 درصد وزن خشک گياه مي باشد.وجود مقادير کافي فسفر سبب ازدياد رشد گياه مي گردد. فسفر کافي، همچنين باعث زودرسي محصول به خصوص در غلات مي گردد. فسفر نيز عنصري متحرک مي باشد و کمبود آن سبب کاهش شديد در رشد کلي مي گرد. ظهور رنگ ارغواني در برگهاي مسن يکي ديگر از علائم کمبود فسفر مي باشد.پتاسيم :پتاسيم به صورت يون متحرکي در گياه وجود داشته و عمدتاً ماهيت کاتاليزوري دارد. از وظايف آن مي توان به فعال نمودن آنزيمها و تنظيم روابط آبي و گياه، تنظيم روابط انرژي، انتقال مواد ساخته شده گياهي، جذب ازت و فسفر پروتئين و سنتز نشاسته را نام برد. پتاسيم عنصري متحرک بوده و علائم کمبود آن در برگهاي پائيني ظاهر مي شود. اين علائم در اغلب گياهان به صورت سوختگي برگ است که به تدريج از نوک و لبه هاي برگ و به طرف و داخل برگ پيشرفت مي کند.کلسيم :نقش مهمي در ساختمان و نفوذ پذيري غشاء ياخته داشته – در تقسيم ياخته و دراز شدن آن ضروري مي باشد ولي در فعال کردن آنزيمها نقش عمده اي ندارد. اين عنصر جذب ازت نيتراتي را زيادتر نموده و در متابوليسم ازت دخيل بوده و مقدار آن در برگ بيشتر است.به صورت يون کلسيم دو ظرفيتي جذب گياه شده و به همين صورت نيز در شيره ياخته يافت مي شود. کلسيم را به طور کلي عنصري غيرمتحرک مي دانند . کمبود آن از توسعه جوانه انتهايي و نوک ريشه جلوگيري مي کند. به دليل توقف فعاليت مريستمي، رشد گياه در غياب کلسيم متوقف مي گردد. بارزترين علامت کمبود آن اختلال در بافت هاي ذخيره اي ميوه جات و سبزيجات است.منيزيوم :جزيي از مولکول کلروفيل مي باشد و قريب 15 تا 20 درصد منيزيوم گياه صرف تشکيل کلروفيل مي شود. در فعال نمودن برخي آنزيم ها دخالت دارد.منيزيوم در سنتز روغن در گياه نقش دارد. منيزيوم عمدتاً عنصر متحرک بوده و لذا علائم کمبود آن اغلب از برگهاي پاييني گياه شروع مي شود. در بيشتر گونه هاي گياهي کمبود آن سبب از بين رفتن رنگ بين رگبرگها شده ولي خود رگبرگها سبز باقي مي مانند. در مراحل پيشرفته کمبود، تمامي برگ به طور يکنواختي زرد کمرنگ شده سپس قهوه اي شده و مي ميرد.گوگرد :شايد مهمترين نقش گوگرد سنتزآمينو اسيدهاي گوگرددار باشد. تقريباً 90 درصد گوگرد در گياه به اين صورت درمي آيد. گوگرد چه جزء ساختمان هاي کلروفيل نيست ولي براي آن لازم است. اين عنصر در توليد روغن گياهي نيز دخيل مي باشد. غلظت گوگرد در گياه بين 1/0 تا 4/0 درصد وزن خشک است. گوگرد ظاهراً عنصر غيرمتحرک مي باشد. کمبود آن اثر شديدي بر توقف رشد گياه داشته و گياهاني که از کمبود اين عنصر رنج مي برند به طور يکنواختي رنگ پريده و داراي توقف رشد بوده و داراي ساقه هاي نازک دوکي شکل مي باشند. در بسياري از گياهان علائم کمبود آن شبيه علائم کمبود ازت است با اين تفاوت که در مورد گوگرد قسمت هاي جوان بيشتر مبتلا مي باشند
فرسايش خاک و کنترل آن
فرسايش خاک عبارتست از انتقال خاک توسط عواملي نظير آب و باد. شايد هيچ پديده ديگري مخرب تر از فرسايش را نتوان در خاک هاي دنيا نام برد. اين عمل منجر به از دست رفتن آب و عناصر غذايي خاک گرديده و از همه بدتر اينکه خود خاک را از بين مي برد. خاک فرسايش يافته از يک محل به محل ديگر منتقل شده و درآنجا نيز سبب تخريب مزارع و پرشدن قلاتها گرديده و مواد محلول آن نظير کودهاي شيميايي و علف کشها و غيره نيز نهايتاً سبب آلوده کردن آبهامي شود.دو عامل مهم فرسايش يکي آب و ديگري باد مي باشد. از دست رفتن خاک ممکن است به صورت فرسايش سطحي، فرسايش شياري يا فرسايش آبکندي اتلاف خاک به صورتي است که شيارهاي عميق در سطح مزرعه به جاي گذاشته مي شود.
فرسايش آبي :
آب باران پس از رسيدن به سطح زمين قسمتي وارد خاک مي شود و قسمت ديگر در سطح خاک به صورت هرز آب جاري مي گردد. البته قسمتي نيز تبخير مي شود. همين هرز آب سبب فرسايش خاک و در صورت زياد بودن مقدار آن باعث جاري شدن سيل مي گردد.مضرات فرسايش آبي عبارتند از :
الف)از دست رفتن خاک رو (سطح الارضي) که غني ترين قسمت خاک از نظر مواد غذايي گياهان بوده و مناسب ترين لايه خاک از نظر شرايط فيزيکي رشد گياه است. اين عمل باعث کم شدن حاصلخيزي خاک و کمي رشد گياه شده که خود عللي در تشديد فرسايش آبي و بادي است.ب) پوشيده شدن مزارع و قات هاي پايين دست توسط گل و لاي ج) زياد شدن رسوبات در درياچه پشت سدها که باعث کوتاهي عمر سد مي گرددد) رشد گياهان آبزي درياچه پشت سدها، خاک هاي شسته شده به داخل درياچه پشت سد باعث افزوده شدن مواد غذايي مختلف به آب درياچه گرديده و سبب ازديا رشد گياهان آبزي مثل جلبک ها شده و آلودگي آب و ايجاد اشکال در کانالهاي آبياري را باعث مي گردد.عمل فرسايش آبي را مي توان شامل دو مرحله دانست. يکي شکسته شدن خاکدانه و جدا شدن ذرات خاک از يکديگر و ديگري که به دنبال مرحله اول مي آيد حمل ذرات جدا شده توسط هرز آب مي باشد. در طي مرحله اول، ذرات ريز رس در نتيجه برخورد قطرات باران متراکم شده و با کم شدن خلل و فرج خاک و يا ريزتر شدن آنها قابليت نفوذ خاک نسبت به آن کمتر شده و اين خود سبب مي شود که بخش بزرگتري از باران وارده به خاک به صورت هرز آب جاري شود. در مرحله دوم ذرات جدا شده با آب حمل شد و فرسايش سطحي يا شياري صورت مي گيرد. حالات شديد و نهايي مرحله دوم ممکنست منجر به ايجاد آبکندها گردد.
روش هاي مبارزه با فرسايش آبي :
الف) ايجاد پوشش گياهي يا تقويت پوشش زنده خاک که بيشتر به منظور پيشگيري مي گيرد. درصورتي که بايد امکاناتي فراهم کرد تا سطح هاي فرسايش يافته ترميم گردد. ب) سکوبندي : اين روش در نواحي شيب دار صورت مي گيرد و منظور از ايجاد سکو از بين بردن شيب زمين به وسيله پله بعدي است. چون غرض از مبارزه با فرسايش آبي جلوگيري از نشت جريان آب در سطح زمين و نفوذ دادن بيشتر آن در خاک است. دامنه کوهها را که ممکن است شيب ملايم داشته باشد، به صورت پله هاي پهن يا تخت هايي که همانند سکو باشد در مي آورند.ج) چپر سازي و شمع کوبي و سنگ چيني : اين روش بيشتر براي نقاطي از سطح کوه که شيب آن زياد و جنس زمين طوري است که دائم تخريب مي شود و ريزش مي کند مناسب مي باشد. البته در روش سکوبندي هم گاهي به جاي ديواره سنگ چين در پاي سکو، از شمع کوبي استفاده مي شود با اين تفاوت که در آنجا براي جلوگيري از ريزش خاک خاک سکو ولي در اينجا در روش چپر سازي و شمع کوبي که معمولاً امکان ايجاد سکو نيست، وسيله اي براي جلوگيري از ريزش خاک سکو ولي در اينجا در روش چپرسازي و شمع کوبي که معمولاً امکان ايجاد سکونيست، وسيله اي براي جلوگيري از ريزش خاک و سنگ دامنه هاي پرشيب کوه است. چپر و شمع ها را بيشتر سرشاخه هاي درختي تشکيل مي دهد.د)احداث سدهاي خشکه چين : در نواحي که سنگ زياد است معمولاً براي جلوگيري از فرسايش زمين و همچنين مرمت سطح هاي فرسايش يافته در دامنه کوه ها از سنگ هاي آن محل سدهاي کوچکي در نقاط فرسايش يافته به ويژه در داخل آبراهه ها مي سازند که به سد خشکه چين معروف است. اين سدها مانع از جريان شديد آب مي شود و با ايستادن آب در پشت آن به نفوذ دادن آب در زمين کمک مي کند که در نتيجه مانع از فرسايش خاک هم مي شود. 5)ا يجاد بانکت : منظور احداث جويها يا حفره هاي در روي خطوط ميزان در سطح دامنه هاي کوه يا نقاط پرشيب است. عمل بانکت ها جمع کردن آبهاي برف و باران و کاهش سرعت آن و همچنين نفوذ دادن آنها به زمين است.
عوامل مؤثر بر فرسايش آبي :
1) آب و هوا 2) پستي و بلندي : درجه شيب و طول شيب از عوامل مؤثر بر فرسايش است 3) پوشش گياهي : وجود پوشش گياهي به خصوص گياهان علفي با ريشه افشان سبب فرسايش کمتر خاک مي گردد.علت اين موضوع به دلايل زير است :
) جلوگيري از ضربات قطرات بارانA
) گرفتن قسمتي از آب باران روي شاخ و برگ و ممانعت از رسيدن به خاک B
) کم کردن سرعت آب در روي شيبC
) اثر ريشه در گرانول کردن خاک و ازدياد قابليت نفوذ آنD
) خشک کردن خاک در نتيجه تبخير و تعرق آب و ازدياد نفوذ پذيري E4) خصوصيات خاک مثل نفوذپذيري و مقاومت خاکدانه
فرسايش بادي :
باد نيز قدرت فرسايندگي و حمل کنندگي فوق العاده دارد و لذا مي تواند عامل مهم فرسايش به خصوص در مناطق خشک باشد. مضرات فرسايش بادي :1) از بين رفتن خاک سطحي يا همان مضراتي که در مورد فرسايش آبي گفته شد2) کم کردن ميزان نقش فتوسنتز (کربن گيري) در نتيجه پوشيده شدن برگ ها يا خاک 3) پوشانيدن جاده ها، آبادي ها، چاه ها و قنات ها توسط شن روان4) زياد کردن ميزان گرد و خاک هوا که سبب بروز بيماري هاي تنفسي و چشمي مي گردد.5) اثر روي وسايل صنعتي : گرد و خاک هواي باعث استهلاک سريعتر ماشين آلات، کارخانه ها، اتومبيل ها و غيره مي شود. 6) ازدياد مصرف مواد پاک کننده که براي تميز کردن بدن و پوشاک به کار مي رود. قسمتي از ذرات خاک که با باد حمل مي شوند در نزديکي سطح زمين داراي حرکتي جهشي بوده و بدين معني که تا ارتفاع کمي (مثلاً 30 سانتي متر)از سطح زمين بلند شده و دوباره زمين مي خورد و مجدداً بلند شده و بدين ترتيب به حرکت خود ادامه مي دهند. قسمتي ديگر از ذرات خاک به صورت خزيدن در نزديک سطح خاک بوده و همراه با باد و يا به علت حرکات جهشي ذرات ديگر به حرکت خود ادامه مي دهند.
عوامل مؤثر در فرسايش بادي :
الف) باد : سرعت باد و نحوه تلاطمي که در هوا ايجاد مي کند مسلماً در مقدار فرسايش بادي مؤثر است.ب) عوامل خاکي : نظير رطوبت خاک و ساختمان آن در مقدار فرسايش باد مؤثر است ، هر چه رطوبت خاک بيشتر باشد فرسايش کمتر است. خاکدانه ها هر چه بزرگتر باشند سنگين تر شده و فرسايش پذيري آنها کمتر مي شود.ج) نوع سطح : ناهموار بودن سطح باعث مقاومت در برابر فرسايش بادي مي شود. زيرا سرعت باد را کم مي کند. البته شرط اين موضوع اين است که کلوخه ها و خاکدانه ها خود در برابر باد از پايداري کافي برخوردار باشد. وجود گياهان نيز بر روي سطح خاک نيز سبب کمتر شدن فرسايش بادي مي گردد زيرا پوشش گياهي از طرفي باعث ناهمواري سطح خاک و از طرف ديگر رشته هاي آن ذرات خاک را در محل تثبيت مي کند. کنترل فرسايش بادي
1) ايجاد پوشش گياهي2) ايجاد بادشکن : بادشکن معمولاض به رديف هاي گياهان و به خصوص درختاني که عمود بر جهت باد کاشته مي شوند. اثر اين درختان بستگي به نوع درخت، تراکم و ارتفاع آنها دارد. اثر بادشکن تقريباً ده برابر ارتفاع درختان آنها مي شود. مثلاً اگر ارتفاع درختان بادشکني 5 متر باشد. رديف هاي بادشکن را بايد به فاصله حدود 50 متر از يکديگر احداث نمود. درختان گز يکي از گياهان مناسب براي ايجاد باد شکن در نواحي جنوبي ايران مي باشند. کشت نواري برخي گياهان مشروط به آنکه نوارها عمود بر جهت باد باشد نيز مي تواند به عنوان بادشکن عمل کند. حتي ديواره هاي موقتي حصيري يا ساخته شده از بوته و خار و خاشاک نيز مي تواند به عنوان باد شکن موقت به کار رود.
ج) عمليات تهيه بستر :انجام عمليات تهيه بستر به نحوي که کلوخه هاي نسبتاً بزرگي بر سطح خاک باقي بماند نيز با ناهموار کردن سطح خاک در کاهش باد مؤثر واقع شده و کلوخه هاي بزرگ نيز در برابر جابه جايي توسط باد مقاوم مي باشند.د) استفاده از مواد مصنوعي و مالچ هاي نفتي :اين مواد به صورت پوشش نازکي روي سطح خاک پاشيده مي شوند پس از خشک شدن خاک را در جاي خود تثبيت نموده از حرکت آن با باد جلوگيري مي کند. از اين موقعيت مي توان استفاده نموده و در خاک هاي تثبيت شده اقدام به کشت بذر و نهال نمود به طوري که قبل از اتمام دوره عمر مفيد اين مواد، گياهان در خاک مستقر شده و از آن به بعد خود نقش تثبيت خاک را انجام مي دهند.
آلودگي خاک :
در نتيجه زندگي و فعاليت انسان بر روي کره زمين فضولات و مواد دفعي حاصل مي گردد که نهايتاً وارد آب، خاک و هوا مي گردد. تا هنگامي که جمعيت کره زمين به خصوص تراکم جمعيت کمبود اين فضولات و مواد دفعي مشکل چنداني را تشکيل نداده و لذا توجه زيادي نيز به عوارض آن نمي شد. ازدياد روز افزون جمعيت و بخصوص تراکم آن در شهرهاي بزرگ و مراکز صنعتي و همچنين ساخت و استفاده از مواد شيميايي متعددي که قبلاً در طبيعت وجود نداشته ، سبب بروز مشکلات عديده اي از نظر آلودگي محيط زيست گرديده است. آلودگي خاک را مي توان ناشي از آفت کش ها، عناصر سمي، فضولات دامي و صنعتي و شهري، املاح محلول، ترکيبات راديو اکتيو و بارانهاي اسيدي دانست.
عناصر سمي
سميت عناصري از قبيل آرسنيک، کادميوم، جيوه و سرب کاملاً شناخته شده در صورتي که از طريق خاک وارد بافت گياهان شوند سبب مسموميت حيوانات و يا انسان شده و يا عوارض و بيماري هاي نامطلوب را باعث مي گردند. رنگ هاي مختلف، پودرهاي لباسشويي، مواد پلاستيکي و برخي سموم کشاورزي و بنزين حاوي اين عناصر بوده و ازدياد مصرف روز افزون آنها توسط بشر سبب تجمع اين عناصر در خاک مي گردد.ازت با آنکه عنصر ضروري براي گياه و انسان است چنانچه مقادير زيادي از شکل نيتراتي آن در خاک تجمع يابد به ميزان زياد جذب گياهان شده و حيوانات علفخوار را دچار مسموميت مي کند. شسته شدن مقدار زيادي نيترات خاک به داخل آبهاي زيرزميني سبب آلودگي آب آشاميدني شده و آشاميدن چنين آب آلوده اي سبب مسموميت انسان و به خصوص نوزادان مي شود.
آبیاری
آبیاری از نظر علمی تعابیر مختلفی دارد اما به معنای واقعی کلمه، پخش آب روی زمین جهت نفوذ در خاک برای استفاده گیاه و تولید محصول است. هر چند فقط ۱۵ درصد از زمینهای کشاورزی دنیا تحت آبیاری قرار دارند و ۸۵ درصد بقیه به صورت دیم و بدون آبیاری مورد استفاده قرار میگیرند اما نیمی از تولیدات کشاورزی و غذای مردم جهان از همین زمینهای آبی حاصل میشود. که این خود نشان دهنده اهمیت و نقش آبیاری در بخش کشاورزی است.منابع آب آبیاری• بارشهای آسمانی شامل برف و باران. • آبهای سطحی شامل رودخانهها – سدها – مخازن آب – دریا – برکههای آب شیرین – یخچالها و … • آبهای زیرزمینی شامل چاه – قنات – چشمهمنافع آبیاری• افزایش کمی و کیفی محصول • سود حاصل از افزایش کمی و کیفی محصول • درآمد حاصل از فروش آب برای دولت • افزایش فرصت شغلی زیانهای آبیاری سنتی• فرسایش • شور و قلیایی شدن خاک • غرقابی شدن یا باتلاقی شدن زمینهای کشاورزی • تخریب زمینهای کشاورزی • اتلاف سود و اتلاف بیهوده آبی که با قیمت گزاف تأمین گردیده و برای نگهداری و توزیع آن سرمایه گذاری زیادی صورت گرفتهاست. انواع روشهای آبیاریآبیاری سطحی آب از نهر آبیاری یا لوله دریچهدار در سطح خاک جریان یافته و با نفوذ تدریجی در خاک در اختیار ریشه گیاه قرار میگیرد. آبیاری سطحی به سه روش آبیاری کرتی – آبیاری نواری و آبیاری شیاری انجام میشود.آبیاری تحت فشار بطور کلی سیستمهای آبیاری تحت فشار به روشهایی گفته میشود که آب را توسط لوله و تحت فشاری بیش از فشار اتمسفر در سطح مزرعه توزیع میکنند. آبیاری تحت فشار به دو روش آبیاری بارانی و آبیاری موضعی انجام میشود. روش آبیاری موضعی به دو دسته آبیاری قطرهای و خطی انجام میگیرد. که این دو روش به مقدار زیادی صرفه جویی در مصرف آب خواهد داشت.آبیاری زیرزمینی در این روش، آبیاری، رطوبت لازم برای محیط ریشه گیاه توسط کنترل سطح ایستابی است. برای این منظور لازم است که یک لایه غیر قابل نفوذ در عمق مناسب از سطح خاک وجود داشته باشد تا بتوان سطح ایستایی را کنترل نمود. از مهمترین مشخصههای این روش مرطوب نشدن سطح خاک است بطوریکه معمولاً برای تأمین آب در محیط ریشه سطح ایستابی به حدی بالا آورده میشود که رطوبت بتواند با استفاده از خاصیت موئینگی به محیط ریشه برسد.معیارهای انتخاب روشهای مناسب آبیاریدر یک پروژه آبیاری انتخاب روش آبیاری مناسب نقش بسیار با اهمیتی در موفقیت آن پروژه ایفا میکند. اساسیترین عوامل موثر در انتخاب روشهای آبیاری به شرح زیرند: بافت خاک – آماده کردن زمین – اندازه مزارع – شوری خاک – زهکشی – آب قابل دسترس – کیفیت آب – گیاهان الگوی کشت – انرژی قابل دسترس – تناوب زراعی و عملیات زراعی – کیفیت و میزان محصولات – وضعیت آب و هوایی – هزینه آب – مسائل فرهنگی و اجتماعی.هدف آبیاری• تامین آب کافی برای ادامه زندگی گیاه. • حفاظت و بیمه گیاهان در مقابل تنشهای ناشی از کم آبی یا بی آبیهای کوتاه مدت. • خنک کردن خاک و اتمسفر یا هوای اطراف گیاه. • شستن املاح مضر در خاک. • نرم کردن ناحیه قابل شخم خاک. ارتباط با سایر علوم• آب شناسی: بارشهایی که در منطقه صورت میگیرد و به صورت روان آب درمیآید را مورد مطالعه قرار میدهد. • گیاه شناسی: نیاز گیاه موجود در برنامه آبیاری و الگوی کشت را مورد مطالعه قرار میدهد. • خاک شناسی: به مطالعه خاک از لحاظ فیزیکی و نیز از لحاظ محیطی برای کشت و پرورش گیاه میپردازد.ضمن اینکه در مورد چگونگی تشکیل خاک و رده بندی آنها و همچنین بحث در مورد موجودات زنده خاک و اثرات آن بر زشد گیاهان بحث می کند
طبقه بندي آب هاي آبياري :
آب هاي آبياري را بر اساس دو عامل شوري (EC) و قليائيت (S.A.R) به چهار طبقه به شرح زير تقسيم مي کنند:A) طبقه بندي آب هاي آبياري بر اساس شوري آنها (EC)1) C1 – شوري کم – استفاده آبياري از اين آب ها براي هيچ محصولي و در هيچ خاکي ايجاد محدوديت نمي کند. مگر در خاک هاي بسيار سنگين و با نفوذ پذيري کم که شستشوي مختصري را ايجاد مي نمايد.2) C2 – شوري متوسط اگر مقدار آب آبياري را بر اساس محاسبه قدري بيشتر نمايند مي توان از اين نوع آب استفاده کرد. گياهان با حساسيت متوسط در مقابل شوري را مي توان با اين آب آبياري نمود. 3) C3 شوري زياد – استفاده آبياري از اين آب تنها براي گياهان مقاوم به شوري و در زمين هاي با زهکشي مناسب آبشويي خاک مجازي باشد4) C4 – شوري خيلي زياد – حتي المقدور نبايد از اين نوع آب براي آبياري استفاده نمود. در صورت اجبار فقط در اراضي با نفوذپذيري زياد و زهکشي مناسب و براي گياهان خيلي مقاوم به شوري قابل استفاده مي باشند. آب مصرفي بايد آنقدر زياد باشد که همزمان با آبياري شستشوي خاک را نيز انجام دهد.
طبقه بندي آب هاي آبياري بر اساس قليائيت (S.A.R) :
S1 – سديم کم – قابل استفاده براي آبياري غالب خاک ها، بدون ترس از بروز خطر قليايي شدن . البته برخي نباتات حساس به سديم نظير درختان ميوه هسته دار مانند زردآلو، آلو، گيلاس، بادام ممکنست نسبت به جذب سديم اضافي حساسيت نشان دهد.S2 – سديم متوسط : در خاک هاي با نفوذ پذيري زياد و ترکيبات کلسيم کافي قابل توصيه مي باشد. البته در انتخاب نوع گياه بايد دقت کافي به عمل آورد. S3 – سديم زياد – استفاده از اين نوع آب ها در زمين هاي با نفوذ پذيري بسيار زياد و زهکشي خوب که ترکيبات کلسيم به اندازه کافي داشته باشند. اگر همراه با شستشوي مداوم خاک و مراقبت زياد باشد ميسر است . کاربرد مواد اصلاح کننده به منظور خنثي کردن سديم تبادلي زايد خاک ضروري است. در انتخاب نوع محصول نيز بايد دقت کرد.S4 – سديم و قليائيت بسيار زياد – حتي المقدور بايد از اين نوع آبياري براي آبياري استفاده نشود. مگر با مراقبت کافي و رعايت تمام شرايطي که براي جلوگيري از خطر قليائيت زياد بايد فراهم شود. در کاربرد همه آب هاي فوق مي توان با افزايش مقاديري گچ و آهک به خاک خطر شوري و قليائيت را کاهش داد.
فصل دوم
کودهای شیمیایی
نقش کودهای شیمیای در افزایش تولید
از مزایای کودهای شیمیایی، بهای ارزان، کاربرد سهل و آسان، درآمد کاذب کوتاه مدت (بدون توجه به استهلاک سرمایه اصلی یعنی خاک و موادآلی آن) است. شیوع بیماریها و آفات متعدد مثلاً شیوع آتشک گلابی در باغهای گلابی کرج و قزوین، نماتد در مزارع چای و حتی شانکر مرکبات در جنوب کشور عمدتاً زاییده مصرف نامتعادل کودها می باشد.
نظرات بانک جهانی درباره مصرف کودهای شیمیایی در ایران می تواند موید مصرف نامتعادل کود در کشور باشد که به شرح زیر می باشد:
درتوزیع نابرابر کودهای شیمیایی، بخش خصوصی جایگاهی ندارد (تقویت بخش خصوصی و فراهم آوردن امکان رقابت فعالانه، ایجاد یک محیط تجاری و حقوقی صحیح و اتخاذ یک خط مشی پایدار و فعال از جانب دولت برای تقویت مشارکت بخش خصوصی)، نظام قیمت گذاری سبب اسراف در مصرف کود شیمیایی می شود، عدم توازن بین کودشیمیایی در دسترس و کودشیمیایی مورد نیاز، ضعیف تحقیق در کاربرد کود، تجارب سایر کشورها در کنترل مصرف کودشیمیایی می تواند به مصرف کود در کشور کمک کند که در زیر به دو مورد اشاره می شود: در انگلستان تولید گندم در هر هکتار در حدود 5/7 تن تثبیت شده و تولید بیشتر از آن را وزارت کشاورزی صرفاً به خاطر مسایل زیست محیطی ممنوع نموده است. در بلژیک غلظت نیترات در زه آب مزارع اندازه گیری شده و اگر غلظت آن از غلظت نیترات رودخانه بیشتر باشد، با دادن اخطار و با جریمه، مقدار کود مصرفی زارع را کاهش می دهند.
مشکلات استفاده بی رویه از کودهای شیمیای
1- مصرف بيرويه كودهاي شيميايي در بخش كشاوري موجب شيوع سرطان معده ميشود.
2- مصرف بیرویه کود شیمیایی موجب افزایش بیماریهای سرطانی شده است.
3- در مراسم روز زمين پاك عنوان شد: استفاده بي رويه از كودهاي شيميايي خاك را آلوده مي كند.
4- آلودگي آب باعث انقراض نسل سمور در مازندران شده است.
5- پیشنهادی برای صرفه جویی در تولید و مصرف كودهای شیمیایی و کاهش آلودگی های زیست محیطی
برچسب:
نویسنده: حسین افشاری